مناسبتها

 آخرین ارسالات سایت

آخرين ارسالهاي انجمن

 

 تبليغات




بازگشت   S A T 2 M > فرهنگ و هنر > بخش فیلم -سینما تئاتر و تلويزيون > سینمای جهان

پاسخ
 
LinkBack ابزارهاي تاپيک نحوه نمايش
قديمي 02-05-07   #171 (permalink)
كاربر ارشد سايت
 
آواتار HOLLYWOOD
 
تاريخ عضويت: 23-12-06
پست ها: 3,760
تشکرهای ارسالی این کاربر: 79
از این کاربر 1,080 بار در 757 پست تشکر شده است.
پيش فرض

دیباچه ای در مورد سینمای وحشت
سینمای هراس و فیلمهای ترسناک همواره از جذابترین نوع سینما در طول تاریخ این هنر-رسانه به شمار آمده است. چنانچه از همان سالهای نخستین پیدایش سینما، اینگونه آثار به پردههای نقرهای راه یافت و تماشاگر بسیار پیدا کرد. استقبال تماشاگران باعث رونق این ژانر گردید بطوریکه در طی 110 سالی که از عمر هنر هفتم سپری شده، هنوز از پرمخاطبترین انواع فیلم محسوب میشود.

فیلمسازانی همچون جیمز ویل، تاد براونینگ، ترنس فیشر، ترس را با مفهوم متفاوتی مطرح کردند. با الهام از رمانهای معروف همچون دراکولای برام استوکر و فرانکنشتاین مری شلی و داستانهای ماورائی بعضی از نویسندگان مثل ادگار آلنپو، وحشت آورترین فیلمهای تاریخ سینما را با بازیگرانی چون بوریس کارلوف، کریستوفر لی، وینسنت پرایس بر پرده سینماها بردند و خصوصاً در سه دهه 30، 40 و 50 میلادی این ژانر را گستردگی خاصی بخشیدند بطوریکه حتی در دوران اوج سینمای موزیکال، فیلمهای ترسناک، تماشاگران زیادی را به سالنهای نمایش می کشاند.

در اواخر دهه 60 و اوایل دهه 70 همراه نفوذ موج نو از اروپا به هالیوود، سینمای هراس نیز که در اواسط دهه 60 به دلیل گرفتارشدن در دام کلیشه ها افول چشمگیری نموده بود با فیلم بچه رزماری ساخته رومن پولانسکی (که سالها قبلش با فیلم قاتلین بیباک خونآشام، فیلمهای رایج ترسناک هالیوود را به مضحکه گرفته بود) و جنگیر ساخته ویلیام فریدکین وارد مرحله جدیدی گردید. در دهه 80 فیلم مرده شیطانی ساخته سام ریمی، این دسته فیلمها را با فضای تینایجری ظاهراً سرخوشانه، درآمیخت که پرطرفدارترین فیلمهای هولناک دهه 90 مثل جیغ و میدانم تابستان سال گذشته چه کردی منهای وجه ماورائی آن و سری فیلمهای هالووین، جمعه سیزدهم، کابوس در خیابان الم، از همان فضای خاص تینایجری استفاده کردند. اگرچه بعضی فیلمها مانند مقصد نهائی با بخشیدن وجه تقدیرگرا به آن فضا، به قواعدش افزودند.

اما اتفاق مهمی که در آستانه قرن نو و هزاره جدید افتاد، جلوی دوربین رفتن فیلمهائی بود که اینبار تماشاگر را به ورای دنیای واقعی و درون جهان متافیزیک برده و با موجودات آن همراه ساخته تا در مقابل آدمها بایستند. حس ششم ساخته ام نایت شیامالان و دیگران ساخته آلخاندرو آمنابار از این فیلمها بودند که تحول عظیمی در سینمای هراس درافکندند و آنرا به عرصه نوینی وارد ساختند.

شاید عناصر موجود در سینمای وحشت بیش از حد غیرواقعی و خیالپردازانه باشند اما اگر با تفکری عمیقتر به آنها بیندیشیم نمودی از واقعیت انسان و جهان پیرامونش هستند. بعنوان مثال در فیلم کابوس در خیابان الم شاهد هیولائی هستیم که در رویا جان گرفته و به قتل و خونریزی میپردازد. فردی کروگر، قاتل کودکان که توسط والدین قربانیان در خانهاش به آتش کشیده شد، دوباره بازگشته است اما اینبار نه در دنیای واقعی بلکه در خواب و خیال و بستر رویا را برای تاخت و تاز خویش انتخاب کرده است.

اگر قائل به این نظر باشیم که هر انسانی بالقوه دارای دو وجه خیر و شر در نهادش است، میتوان هیولاهای فیلمهای وحشت را تجلی وجه شر انسانها قلمداد کرد. در هر انسانی شاهد درصدی از خیر و شر در وجودش هستیم، حال آنانکه درصد شرشان بالاتر است هیولاتر و آنانکه درصد خیرشان بیشتر است انسانتر هستند. بنابراین فردی کروگرها یا جیسون وورهیزها یا مایکل مایرها یا ... همان شرارتهای وجود هر انسانی است. میتوان باور داشت که هر انسانی بالقوه یک فردی است و تنها بستگی به وزن خیر و شر در نهادش دارد.

HOLLYWOOD آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 02-05-07   #172 (permalink)
كاربر ارشد سايت
 
آواتار HOLLYWOOD
 
تاريخ عضويت: 23-12-06
پست ها: 3,760
تشکرهای ارسالی این کاربر: 79
از این کاربر 1,080 بار در 757 پست تشکر شده است.
پيش فرض

شروع دیگر برای سینمای وحشت
من ادعا دارم یه حرفه ای سینمای وحشت هستم. از این جهت لقب newleon رو برای خودم انتخاب کرده ام. اگه فیلمهارو خوب بشناسین leon نام فیلمی با بازی ژان رنو است که نام دیگر فیلم «حرفه ای» یا professional بود. به هر حال میخوام شروعی تازه در حوزه سینمای وحشت داشته باشم. نقد فیلم٬ جزئیات٬ تاریخچه٬ سایتهای باارزش و ... از جمله موضوعات مطرح شده خواهند بود. امیدوارم بتونم در این کار تداوم داشته باشم
HOLLYWOOD آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 02-05-07   #173 (permalink)
كاربر ارشد سايت
 
آواتار HOLLYWOOD
 
تاريخ عضويت: 23-12-06
پست ها: 3,760
تشکرهای ارسالی این کاربر: 79
از این کاربر 1,080 بار در 757 پست تشکر شده است.
پيش فرض

نقد و ضد نقد


چرا نقد ؟آيا اصلا نيازي به نقد سينما هست، يا نه ؟
مگر فيلم. يك سر گرمي نيست، و همين ؟ بله، و نه. بله، فيلم سر گرمي است: يك سر گرمي بسيار گران. اگر سرمايه فيلم – كالا – باز نگردد،‌ چرخه توليد خوب نچرخد ،كارخانه ورشكست مي شد و صنعت مي خوابد. جاي چون و چرا،‌اما و اگر هم ندارد . صنعت سينما و صاحبانش- تهيه كننده ها،‌ پخش كننده ها،‌ سينما داران و …. نمي توانند ريسك كنند. كالا بايد بفروشد و سود كند. قانون، قانون سرمايه است. كالا بايد خوب عرضه شود تا مشتري از آن خوب استقبال كند،حتي اگر جنس بنجل باشد. پس تبليغ مي خواهد. تبليغات جزو لا ينفك صنعت است وبخشي ازهزينه آن. تبليغاتچي لازم است كه كالا راخوب معرفي كند. ومنتقد فقط تا وقتي قابل تحمل است كه اين وظيفه را انجام دهد؛ تبليغاتچي باشد، و به به و چه چه سردهد وكالا را در بوق و كرنا كند.
صنعت سينما، و عواملش ، نه به نقد – و نه به منتقد – نياز دارد، ونه علاقه . اكثر فيلمسازان نيز نه تنها به آن علاقه اي ندارند و آن را بر نمي تابند،‌بلكه با آن دشمن اند و عامل اخلال ميدانند. ونقد و منتقد را مخل آسايش خود. چرا كه خواب آرامشان راآشفته مي كند.
چه موقع فيلمساز، حتي فيلمساز هنرمند، نقد را بر نمي تابد؟وخود را، و اثرش را،‌ بي نياز از نقد مي داند؟‌چه چيزي او را آشفته مي كند؟ وقتي كه نقد، نه ستايش از فيلم است و نه رپرتاژ آگهي براي فيلم. بلكه نقد ، چون و چرا كرده و دست رو مي كند.
نقد ،‌يا به هدف زده يا به بيراهه رفته اگر بيراه مي گويد باكي نيست . اثر حي و حاضر است و از خود دفاع مي كند و نيازي به دفاع آتشين صاحبش – فيلمساز و تهيه كننده – ندارد. مگر اثري ضعيف و ترسو كه قيم بخواهد ، يا صاحبش به آن شك داشته باشد. همچون طفل صغيري كه نياز به بزرگتر دارد، تا راه برود و نيفتد.
چرا مثلا جيمز كامرون كه فيلمساز خوبي است – و سه فيلم خوب ترميناتور2 ، ورطه و بيگانه ها را در كارنامه دارد – بعد از تايتانيك كه نجومي مي فروشد و اسكار و افتخار بسيار مي آورد ، به نقد جدي يك منتقد آمريكايي كه فيلم را مزخرف مي نامد ، واكنش خشمگينانه نشان مي دهد و ديوانه وار، سر بريده منتقد را طلب مي كند و از مدير مسئول روزنامه مي خواهداو را اخراج كنند.
يا برگمان در مورد فريادها و نجواها يا فاني و الكساندر ، آسوده خاطر هيچ واكنشي به نقد نشان نمي دهند. چرا كه از آنها مطمئن است و نقد، تقلب يا عفونتي را نشان نمي دهد كه فيلمساز مي خواسته پنهان سازد، اما در باره فلوت سحر آميز و بعضي فيلمهاي ديگرش ، واكنش نشان مي دهد و بر آشفته مي شود . مي داند كه نقد ها ، محق اند و آثار ، ياراي دفاع از خود را ندارند.
وقتي نقدي- و منتقدي- فيلمساز را وادار به دفاع از خود و حمله به منتقد مي كند و فيلمساز به چنين دامي مي افتد، در واقع او به جاي منتقد مي نشيند و مديوم عوض مي كند. از مديوم فيلمسازي به مديوم نقادي، و خود را لو مي دهد. از زبان منتقد -يا تماشاگر- مي گويد و به جاي او . وقتي مثلا مي گويد من كار خودم را مي كنم و منتقد هر كاري مي خواهد بكند و من به او – و به نقد- مي خندم و … تصادفا در مي يابيم اين فيلمساز است كه اتفاقا كار خود را نمي كند و به جاي فيلمسازي ،‌مدام مصاحبه مي كند و درباره فيلمش نظر مي دهد و معنا تراشي ميكند . در واقع فيلمساز با زبان منتقد درباره خودش حرف مي زند و از خود و اثرش تعريف مي كند و حتي ستايش به جاي منتقد. اما فيلم بد، از هر كه مي خواهد باشد، حقش رسوا شدن است. به قول رابين وود: ‹‹ فيلمي كه صرفا بر اساس نفرت و تحقير ساخته شده باشد فقط مي تواند نفرت آميز و سزاوار تحقير از كار در آيد ››
خشم منتقد، نه نشان دشمني با سينما ، و با سينماگر، كه ‹‹ نشان سلامت و قبراقي اوست. اما خشم نبايد تازگي و طراوتش را از دست بدهد ›› و به غر و لند تبديل شود. اين خشم در مقابل آثار پر طمطراق – همچون تايتانيك – واكنشي انساني نيز هست و نشان فرديت و شخصيت منتقد.
نقد بر فيلمهاي بد يا ضعيف،‌ همچون مشتي است كه براي ادامه حيات بر سينه بيمار سكته كرده اي مي كوبد تا خون و نفس در رگ و ريه اش به جريان بيفتد.
نقد در اين حال، قسمت خالي ليوان را مد نظر دارد، نه قسمت پر را. حتي اگر قسمت خالي يك صدم حجم ليوان باشد. همچنان كه جراح، در كل ارگانيسم سالم فقط به دنبال غده ناسالم مي گردد. حتي اگر بسيار كوچك باشد و قابل اغماض. هر اغماضي ممكن است به نابودي كل ارگانيسم بيانجامد.
نقد، به معني سره و ناسره كردن، محك زدن و مظنه كردن است و سرانجام داوري.
كار منتقد اين است كه مستقل از هياهو و سيل تحسينها و جوايز . در جست و جوي حقيقت باشد و نگذارد سر خودش و تماشاگر كلاه برود و بدلي را به جاي اصل بگيرد.
منتقد به نوعي وكيل مدافع تماشاگر است؛ قاضي نيز هست هر چند در تحليل آخر اين تماشاگر است كه حرف نهايي را مي زند.
نقد، همانگونه كه از عنوانش – نقد- پيداست، بايد‹‹نقد›› باشد، همچون پول نقد كه چك بي محل نيست: يا چك زماندار يا اسكناس جعلي، يا وعده پول. نقد،‌پول نقد است. نه نسيه. اثر تا وقتي نقد نشود نسيه است . با نقد است، كه ‹‹نقد›› ميشود و قابل استفاده . و گر نه هميشه نسيه مي ماند.
نقد ، بخشي از فرآيند ديدن است.
ضد نقد ، ضد ديدن است. فقط طرفدار نگاه كردن است و ضد مخاطب در تحليل آخر. نقد، نگاه كردن را به ديدن ارتقامي‌دهد.
هيچ فيلمي بدون نقد، وارد تاريخ سينما نمي شود.
هنر، مديون نقد است. اگر ميلتون- اولين منتقد شكسپير- نبود، امروز كسي شكسپير را نمي شناخت. شكسپير را مديون ميلتون هستيم.
آثار بزرگ هنري با نقد، نه از بين مي روند، نه آسيب مي بيند، كه بر عكس جلا مي يابند و جاودانه مي شوند. ماندگاري سرگيجه و همشهري كين و … را مديون منتقدان هستيم.
اثر هنري و صاحبش، اغلب از طريق منتقد است كه مي ماند و ماندگار مي شود. در نقد بايد به اثر اعتماد كرد، نه به صاحب اثر. هر چند كه در تحليل آخر، مهمتر از اثرش است. اما از اثر است كه مي توان به موثر رسيد.
نقد خوب و منتقد جدي، ‹‹نوك تيز و حساس تجربه احساسي ما›› را تيز تر مي كند. چنين نقدي به ما مي گويدچطور مي توان سر گرم شدو از هنر لذت برد.چرا كه در سينما، هنر، از پس سر گرمي مي آيد.
به قول هيچكاك: در سينما، هنرمند براي بيان خود بايد بهاي گزافي بپردازدو آن، سر گرمي است.
نقد، هم پنجره است و هم آئينه. پنجره اي به روي فيلم و آئينه ديد منتقد نسبت به فيلم، و نسبت به خود.
نقدي كه منتقد را ننماياند، نه كامل است نه با ارزش. نقد بايد باور منتقد و فرديت او را بنماياند. ‹‹ نقدي كه فاقد احساسات شخصي نويسنده اش باشد، ارزش خواندن ندارد. يك فرد وقتي نام منتقد به خود مي گيرد كه بتواند خلق هنري خوب يا بد را تبديل به يك مساله شخصي كند.››
HOLLYWOOD آفلاين است   پاسخ با نقل قول
پاسخ

Bookmarks

ابزارهاي تاپيک
نحوه نمايش

قوانين ارسال
You may not post new threads
You may not post replies
You may not post attachments
You may not edit your posts

BB code is فعال
شکلکها فعال است
كد [IMG] فعال است
كدهاي HTML غير فعال است
Trackbacks are فعال
Pingbacks are فعال
Refbacks are فعال

مراجعه سريع


زمان محلي شما با تنظيم GMT +4.5 هم اکنون 01:51 ميباشد.


Powered by vBulletin® Version 3.8.3
Copyright ©2000 - 2009, Jelsoft Enterprises Ltd.
Copyright ©2006 - 2009, SAT2M

Powered by  MyPagerank.Net server monitor